امکانات

نگرش فلسفه لباس ها

نگرش فلسفه لباس ها

نگرش فلسفه لباس ها

در این مقاله قصد داریم به نگرش فلسفه لباس ها و مد ها بپردازیم.

از ۱۹۸۰ به اینطرف  نسل های جدیدی از دانشگاهیان، گردآورندگان، مربیان و علاقه مندان ارزش مطالعه لباس را به عنوان ابزار تحلیلی مورد بررسی قرار داده اند که از طریق آن می توان به بررسی جنبه های تاریخی ، اجتماعی و اقتصادی، فرهنگ مادی، مطالعات فرهنگی و جنسیتی، تاریخ هنر، انسان شناسی و جامعه شناسی پی برد. به عنوان یک نتیجه، مطالعه تاریخ لباس از جایگاه محرومیتی که از سوی دانش جویان حرفه ای و شور و شوق آماتور برای تبدیل شدن به یک موضوع کاملا مبتنی بر آکادمیک و موزه ساخته شده است، تبدیل شده است.

در جهان نگارش، بازنگری اهمیت فرهنگی لباس و رد رویکردهای قدیمی امپریالیستی به مصنوعات قوم نگاری، باعث تغییر انقلاب در این عرصه شده است. در قرن بیست و یکم موزه های قومی، مجموعه و نمایش های خود را دوباره تنظیم کرده اند، نمایشگاه های “فرهنگ زندگی” را ایجاد کرده اند. اینها، همانگونه که مایکل راس و رن کوششو اصرار میورزند، باید “جهان را از طریق چشم دیگران ببینند” و باید اطمینان حاصل کنند که “احترام به دیدگاه دیگر جهان” داده شده است. بسیاری از موزه های مردم شناسی نیز با پرسش جدی در مورد حق خود برای حفظ مصنوعات که به طور خاص برای جوامع منشا خود مقدس هستند و اکنون تقاضای بازگشت خود را دارند، مواجه هستند.

مطالعه لباس، به ویژه لباس مد روز اروپایی-آمریکایی، مدتها بود که باید با اتهامات، معمولا از طرف دانش جویان مرد بود ، مقابله کند، که کل موضوع، منافع، زنانه و بی اهمیت است. با این حال، استفاده از فرهنگ مادی و تاریخ بحث های مصرف در نهایت این پیشداوری ها را از بین برد. رویکردهای فرهنگی متکی بر فرض است که تمام کالاها دارای وزن معانی فرهنگی هستند که می توانند به طور خاص از طریق تجزیه و تحلیل مبتنی بر شیء و مصرف،خوانده شوند.